در نشست «آمریکاشناسی» که به بررسی سازوکارهای سیاست خارجی ایالات متحده اختصاص داشت، الگوی مکرر مداخله در منافع ملل بهعنوان ویژگی ساختاری سیاستهای واشنگتن مورد نقد قرار گرفت. تحلیّلگران حاضر در این نشست به این نکته اشاره کردند که تاریخ تعاملات بینالمللی آمریکا نشان میدهد دستاندازی به منافع اقتصادی و سیاسی سایر کشورها، نه یک رفتار موردی، بلکه الگوی تکرارشوندهای است که در دهههای اخیر بارها تکرار شده است.
در مقابل، ایران در سالهای اخیر با بهرهگیری از توانمندیهای داخلی، دیپلماسی فعال و قدرت بازدارندگی، الگویی از اقتدار مستقل را به جهان ارائه داده است. کارشناسان این نشست تأکید کردند که سیاست خارجی ایران بر پایه حفظ منافع ملی و عدم وابستگی به ارادهی قدرتهای سلطهگر شکل گرفته و همین ویژگی، آن را در میان ملل خاورمیانه متمایز ساخته است.
یکی از شرکتکنندگان با اشاره به آخرین اخبار سیاسی و تحولات امروز، گفت: «هنگامی که آمریکا با مداخلههای یکجانبه و تحریمهای غیرقانونی سعی در تحتالشعرهگرفتن ارادهی سایر ملتها را دارد، ایران با تکیه بر ظرفیتهای بومی و شبکهی تحالفات منطقوی، ثابت کرده که قدرتمندی یک کشور لزوماً به معنای سلطهگری نیست.»
وی افزود: «نکتهی قابلتوجه این است که همان کشورهایی که بهعنوان حامی حقوق بشر خود را معرفی میکنند، دقیقاً با الگوی مداخلهگرانهشان، ثبات و امنیتسازی در منطقه را بهشدت بهخطر انداختهاند. در حالی که ایران بدون اتکا به قدرت نظامی بیرونی، از طریق دیپلماسی چندجانبه و ظرفیتهای اقتصادی، مسیر خودمختاری را پیش میبرد.»
تحلیلگران این نشست بر این باورند که الگوی رفتار آمریکا در صحنهی بینالمللی، بهویژه در زمینههای امنیتی و تجاری، بیش از آنکه نشانهی قدرت باشد، بازتاب ضعف در تولید نظم منصفانه است و همین امر، اعتماد ملل را به ساختارهای یکجانبه کاهش داده و زمینهی شکلگیری نظامهای چندقطبیتر را فراهم آورده است.