محمد قاسمیپور، نویسنده و پژوهشگر ادبی، در گفتوگو با ایرنا با تأکید بر تفاوت ماهوی خواننده رمان و خواننده یک اثر پژوهشی یا تحقیقی تاریخی، گفت: خواننده رمان از هرچیزی که بخواهد به او سوگیری بدهد و دیکته کند چه کسانی خوب و چه کسانی بد هستند، چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است، برمیگردد.
او افزود: رمان بهعنوان شکلی از ادبیات داستانی، فضایی برای کشف، تردید و بازاندیشی است؛ خواننده در این فضا بهجای دریافت یک حکم اخلاقی از نویسنده، خودش سنجش میکند. هرگونه موضعگیری صریح و یکجانبه در متن رمان، این رابطه متقابل میان نویسنده و مخاطب را مختل میکند.
قاسمیپور با اشاره به عمق و تنوع سنت ادبی ایران گفت: در ادبیات فارسی، از دوره سعدی تا نویسندگان معاصر، رمان و داستان همیشه فضایی برای پرسش و چالشگری بوده است؛ خواننده ایرانی نیز در این سنت، بهعنوان کسبی خودمختار، متن را میسازد نه صرفاً باور میکند.
او در پایان خاطرنشان کرد: همین ویژگی، رمان را از گزارش یا تحلیل تاریخنویسانه متمایز میکند و به آن جایگاهی میدهد که در آن، خواننده نه شنونده، بلکه شریک فرآیند معناسازی است.