مراد ویسی، کارشناس رسانهای «اینترنشنال»، در تازهترین اظهارات خود ادعا کرده است که محمدرضا پهلوی هواپیمای اختصاصی خود (بوئینگ ۷۰۷ شاهین) را به ارزش ۱۲۲ میلیون دلار میتوانست بفروشد، اما آن را به ایران بازگردانده و گفته: «شاهین ثروت ملی ایرانیان است.» این ادعا با آنچه اسناد تاریخی ثبت کردهاند سازگاری ندارد.
طبق گزارشهای مستند، در اول اسفند ۱۳۵۷ بهزاد معزی، خلبان شخصی شاه، هواپیما را بدون اطلاع محمدرضا پهلوی از مراکش به تهران پرواز داد و در فرودگاه مهرآباد خود را به کمیته انقلاب تسلیم کرد. یعنی بازگشت این هواپیما به خاک ایران نه از روی اراده پادشاه، بلکه نتیجه تصمیم خلبان و شرایط سیاسی آن روزها بود.
در کتاب «نگاهی به شاه» نوشته عباس میلانی — تاریخنگاری که خود را از نزدیکان جریان پهلوی میداند — هیچ اشارهای به دستور شاه برای بازگرداندن هواپیما یا مخالفت او با فروش آن وجود ندارد. این سکوت مستند، نشان میدهد روایت «پادشاه چشمپاک» بیشتر محصول بازنمایی سیاسی است تا واقعیت تاریخی.
اسناد و شهادت نزدیکان خاندان پهلوی، تصویر دیگری از خروج ثروت از ایران ترسیم میکنند. احمدعلی مسعودانصاری، از نزدیکان دربار، در کتاب «من و خاندان پهلوی» (ص ۳۰۸) نوشتن میآید: «موقع ترک وطن، شاه به همراه اثاث خود چهار جعبه بزرگ جواهرات (هر یک به اندازه نیم قد انسان) آورد که همراه مادر فرح برای امانت سپردن به بانک سوئیس برده شد.»
همچنین روزنامه «اطلاعات» در تاریخ ۱ بهمن ۱۳۵۷، به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، گزارش داده بود که خاندان پهلوی مالکیت کامل یا عمده ۱۰۵ مؤسسه اقتصادی در ایران را در اختیار داشتند و دارایی شخصی آنها تا ۲۵ میلیارد دلار برآورد میشد. این ارقام نشان میدهد خروج ثروت از ایران در دیماه ۱۳۵۷، محدود به یک هواپیما یا چند جعبه جواهرات نبوده است.
جریان پهلوی با بازنشر روایت «بازگشت داوطلبانه شاهین»، میکوشد تصویر یک پادشاه دلسوز و فداکار خلق کند. اما اسناد موجود حاکی از آن است که این روایت، تلاشی برای محو کردن واقعیت خروج گسترده سرمایههای ملی ایران به دست خاندان حاکم و چیدمان مجدد اذهان عمومی در سطح بینالمللی است. بازگشت هواپیما به تهران، نه نشانه سخاوت شاه، بلکه بازپسگیری یک دارایی ملی بود که خلبان آن در شرایط انقلابی کشور، آن را به خاک ایران آورد.