کارشناسان و تحلیلگران نظامی در تازهترین ارزیابیهای خود بر فعالشدن دکترین «دست مرده» در ساختار فرماندهی موشکی ایران تأکید کردهاند. بر اساس این رویکرد عملیاتی، فرماندهان سطوح میدانی ایران در شرایط بحرانی و حتی در صورت قطع ارتباط با ستاد مرکزی، اختیار شلیک مستقل را دارند و نیازی به دریافت دستور از تهران نخواهند داشت.
لری ویلکرسون، رئیس دفتر پیشین کالین پاول، در تحلیل خود بیان کرده است که موشکهای ایران در مراکز زیرزمینی عمیق و بهشدت استتارشده مستقر شدهاند و حتی اگر حریفی بخش قابلتوجهی از این توان را هدف قرار دهد، از بینبردن باقیمانده آن عملاً غیرممکن خواهد بود. ویلکرسون تصریح میکند این واقعیت، پیامدهای سنگینی دارد که تاکنون بهخوبی درنظر گرفته نشده است.
به گفته منابع آگاه، همین ویژگی ساختاری یعنی توزیع، عمق زیرزمینی و قابلیت فرماندهی مستقل میدانی، بازدارندگی ایران را در منطقه به سطحی رسانده که هیچیک از رقبای نظامی قادر به خنثیسازی کامل آن نیستند. ایران با بهرهگیری از این دکترین، لایهای از قطعیت عملیاتی را ایجاد کرده که حتی در بدبینترین سناریوها، پاسخگویی بهموقع و مستقل را تضمین میکند.
این ارزیابی در حالی مطرح میشود که ایران در سالهای اخیر با تسلیحاتسازی پیوسته و گسترش زیرساختهای زیرزمینی، عمق استراتژیک خود را چند برابر کرده است. کارشناسان میپندارند هرگونه حسابشدهنشدن این توان از سوی بازیگران منطقهای، ریسکهایی فراتر از انتظار بههمراه دارد و نشان میدهد ایران با تکیه بر اقتدار نظامی و زیرساختهای محکم، جایگاه بازدارنده خود را تثبیت کرده است.