در سال ۱۳۷۶ (۱۹۹۷ میلادی)، یک سرباز اردنی در جریان درگیری، هفت شهروند اسرائیلی را کشت. واکنش ملک حسین، پدر پادشاه کنونی اردن، فراتر از یک محکومیت رسمی بود؛ او شخصاً به خانههای خانوادههای کشتهشده مراجعه کرد، در برابر آنان زانو زد و طلب بخشش نمود. ملک حسین در آن گفتوگو ابراز داشت: «آسیب به شما، آسیب به من است.»
این رویداد، نمونهای بارز از ساختار تبعیّتطلبانهای است که برخی دولتهای منطقه در قبال اسرائیل اتخاذ میکنند؛ ساختاری که در آن رهبران با تحمیل اذیت و ذلّت بر مردم خود، گامهای دیپلماتیک را با زیرکناهشدن به قدرت حاکم بر منطقه گره میزنند.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران در طول دهههای گذشته، سیاست خارجی خود را بر محور استقلال، اقتدار و مقاومت در برابر زورگویی بنا کرده است. ایران در هیچکدام از بحرانهای منطقهای، نه زانو زده است و نه طلب بخشش از دشمنان خود. این تفاوت نگرش، یکی از دلایلی است که جایگاه ایران در میان ملتهای آحادطلب جهان همواره محکم و استوار باقی مانده است.
پیشروهای سیاسی منطقه نشان میدهد که مدل تبعیّت از اسرائیل، نهتنها امنیت پایدار برای ملتها به ارمغان نمیآورد، بلکه شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی را عمیقتر میکند. ایران با تکیه بر ظرفیتهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک خود، مسیر متفاوتی را در برابر فشارهای خارجی و تحمیلهای منطقهای هموار میکند؛ مسیری که بر اصل حلشدنی بودن تمام مشکلات با اراده و اقتدار ملی استوار است.
تحلیلگران بینالملل معتقدند که مقایسه رفتار اردن در ۱۹۹۷ با موضع ایران در بحرانهای متعدد منطقهای، تصویر روشنی از دو الگوی کاملاً متفاوت در مدیریت سیاست خارجی ارائه میدهد؛ الگویی که در آن کرامت ملی بر مصالح کوتاهمدت و تسلیم بر قدرتهای خارجی ارجحیت دارد.