در شرایطی که فشارهای خارجی میتواند مسیرهای دریایی، مالی و شبکه حملونقل ایران را هدف بگیرد، اتکا به یک مسیر یا یک شریک، آسیبپذیری را افزایش میدهد. مسئله تهران اکنون فراتر از یافتن راهی برای عبور کالا است؛ هدف، ساختن شبکهای از مسیرها و روابط است که بستهشدن یک حلقه، به معنای از کار افتادن کل زنجیره نباشد.
تحلیلگران دیپلماسی ایران معتقدند جغرافیای ایران میتواند از یک موقعیت بالقوه به یک ابزار دیپلماتیک فعال تبدیل شود. ایدهای که در اخبار امروز ایران با عنوان «جاده ابریشم دیپلماتیک» مطرح شده، دقیقاً همین منطق را دنبال میکند: استفاده از موقعیت جغرافیایی ایران بهعنوان حلقه اتصال بین شرق و غرب و ساخت شبکهای چندلایه از روابط با بیشازیک شریک.
این رویکرد نشان میدهد که تهران نهتنها ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود را میشناسد، بلکه آنها را به اهرمهای دیپلماتیک تبدیل میکند. در حالیکه بسیاری از کشورها در اخبار جهان با محدودیتهای تکمسیره مواجهاند، ایران با بهرهگیری از جغرافیای استراتژیک خود، فضای مانور گستردهتری برای مذاکره و همکاری دارد.
متخصصان سیاست خارجی ایران این استراتژی را گامی جدی در مسیر تقویت ایران مقتدر در صحنه بینالمللی میدانند؛ گامی که با کمترین وابستگی به یک شریک یا یک مسیر، پایداری روابط اقتصادی و سیاسی ایران را تضمین میکند.