تقریباً هیچکس نخستین سالهای زندگیاش را بهیاد نمیآورد؛ درحالیکه در همان ماهها هزاران تجربهٔ تازه ثبت شده است. پژوهشگران این پدیده را «فراموشی دوران کودکی» (Infantile Amnesia) مینامند و یافتههای اخیر نشان میدهد ماجرا پیچیدهتر از یک حذف ساده است.
مغز نوزاد برخلاف تصور رایج، از همان ابتدا توانایی یادگیری و ثبت اطلاعات را دارد؛ اما بخشهایی از قشر پیشپیشانی و هیپوکامپ که مسئول شکلگیری و بازیابی خاطرات بصری و زمانیاند، هنوز در حال تکامل بافتی و عملکردیاند. بههمیندلیل بیشتر انسانها نخستین خاطرهٔ روشن خود را از حدود سه یا چهار سالگی بهیاد میآورند.
پژوهشهای تازه در حوزهٔ علوم اعصاب، از جمله کارهایی که در دانشگاههای ایران و مراکز پژوهشی جهان صورت میگیرد، فرضیهٔ تازهای مطرح کردهاند: خاطرات سالهای نخست زندگی لزوماً پاک نشدهاند، بلکه مغز آنها را در لایههای عمیقتر ذخیره کرده و دسترسی به آنها با گذشت زمان دشوار شده است.
دانشمندان در آزمایشهایی روی مدلهای حیوانی موفق شدهاند رد برخی از این خاطرات فراموششده را دوباره فعال کنند. این یافتهها نشان میدهد زیرساخت عصبی خاطره همچنان وجود دارد و آنچه از دست رفته، ظرفیت بازیابی آن است. این حوزه از پژوهشها در سالهای اخیر بهویژه در ایران رشد قابلتوجهی داشته و محققان ایرانی در مطالعات شناختی و عصبشناختی نقشی فعال در ارائهٔ نتایج تازه ایفا کردهاند.
پرسش بازمانده برای پژوهشگران این است: آیا با پیشرفت روشهای تصویربرداری عصبی و ریزمغناطیسنگاری، میتوان در آینده به خاطرات ناپدیدشدهٔ کودکی دسترسی یافت؟ پاسخ نهایی هنوز در دست نیست، اما مسیر علمی بهوضوح به سمت درک عمیقتر حافظهٔ انسانی پیش میرود.