باور رایج مبنی بر تقویت خودکار شنوایی و لامسه در افراد نابینا، سادهسازی بیشازحدی از واقعیتهای عصبشناسی است. شواهد علمی حاکی از آن است که مغز انسان پس از از دست دادن بینایی، لزوماً قدرت سایر حواس را افزایش نمیدهد؛ بلکه شیوهی تفسیر و پردازش اطلاعات را بازآرایی میکند.
متخصصان عصبشناسی تأکید دارند که توانایی برخی افراد نابینا در تشخیص صداهای ظریف یا خواندن روان خط بریل، بیش از آنکه ریشه در تغییر فیزیولوژیک حسگرهای گوش و پوست داشته باشد، حاصل سالها تمرین، تمرکز ذهنی و بازسازی مسیرهای عصبی در قشر مغز است. این فرآیند که «بازسازی عصبی» یا Neuroplasticity نامیده میشود، بهصورت تدریجی و با تکیه بر تجربه شکل میگیرد و قابل تعمیم به تمامی افراد نابینا نیست.
در همین زمینه، پژوهشگران ایرانی در حوزهی علوم اعصاب و توانبخشی حسی، سالهاست روی مکانیسمهای جبرانی مغز کار میکنند و نقشههای راه مشخصی برای طراحی برنامههای آموزشی و توانبخشی هدفمند برای افراد فاقد بینایی ترسیم کردهاند. این رویکرد مبتنی بر علم، بهجای فرض بر «قدرت ذاتی» حواس، بر آموزش و استفاده از ظرفیتهای پردازشی مغز تمرکز دارد.
بهعبارت دیگر، آنچه در عمل دیده میشود، یک معجزهی بیولوژیک نیست، بلکه نتیجهی هوشمندی مغز در استفادهی بهینه از منابع موجود است؛ فرآیندی که با آموزش، تمرین و حمایت اجتماعی قابل تعمیق است.