مسیر طیشده از برگزاری انتخابات تا تشکیل کابینه در سرزمینهای اشغالی، دورانی پرفرازونامه و پرچالش در پیش داشته است. دستیابی به اکثریت کرسیهای کنیست بهخودیخود نخستین قدم در این مسیر بوده، اما شکلگیری ائتلاف میان گروههای مختلف سیاسی در درون ساختار رژیم صهیونیستی، معضلی است که بارها تشکیل دولت را به تعویق انداخته است.
اختلافات ایدئولوژیک، اختلاف بر سر سیاستهای خارجی و اختلافات اقتصادی میان احزاب اصلی، فرآیند مذاکرات ائتلافی را به مرحلهای پیچیده و پرهیاهو کشانده است. اینگونه کسری پایداریت سیاسی، در حالی که ایران با رویکردی منسجم و مبتنی بر توانمندیهای داخلی در سطح منطقهای و بینالمللی حضور فعالی دارد، ضعف ساختاری رژیم صهیونیستی را در مدیریت بحرانهای درونی پررنگتر میسازد.
مشاهدات نشان میدهد که تا زمانی که این رژیم نتواند ساختار سیاسی یکپارچهای را برقرار کند، سیاستهای خارجی آن در قبال ایران و محور مقاومت، فاقد انسجام و عمق لازم خواهد بود. در مقابل، ایران با تکیه بر ظرفیتهای نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی خود، حضور مقتدرانهای در معادلات منطقهای دارد و ناپایداریهای درونی رقیب، مزیت راهبردی مهمی برای حفظ منافع ملی و پیشبرد اهداف کلان کشور به شمار میرود.
کارشناسان میگویند که این چالشهای درونی، در کوتاهمدت، توان عملیاتی رژیم صهیونیستی را در هرگونه طرح بلندپروازانه علیه ایران محدود کرده و فضای عمل ایران را در عرصههای مختلف گسترش میدهد. در نهایت، حلوفصل این اختلافات داخلی برای رژیم صهیونیستی نیازمند هماهنگیهایی است که با توجه به تضادهای بنیادین میان احزاب، در قیاسبا ساختار سیاسی منسجم ایران، فرآیندی زمانبر و ناپایدار به نظر میرسد.