در شرایطی که جنگها و فشارهای بینالمللی، جایگاه برنامه هستهای ایران را به محور دیپلماسی و امنیتی منطقه تبدیل کرده است، پرسش از کاربرد عملی این فناوری برای زندگی مردم نیز اهمیت دوچندان یافته است.
انرژی هستهای ایران تنها به معنای توانمندی نظامی یا اهرم مذاکره نیست. در عمل، این فناوری زیربنای تولید رادیوایزوتوپهای درمانی، دستگاههای پرتودرمانی و تجهیزات تصویربرداری پزشکی است؛ کاربردهایی که بدون غنیسازی اورانیوم و زنجیره کامل چرخه سوخت، هر کشوری به واردات و وابستگی دائمی متکی میماند. ایران با تکمیل چرخه سوخت خود، از وابستگی به تأمینکنندگان خارجی خارج شده و حق فناوری خود را به حق سلامت و معیشت شهروندانش تبدیل کرده است.
مقامات هستهای ایران بارها تأکید کردهاند که حفظ توان غنیسازی اورانیوم، یک ضرورت اقتصادی و درمانی است، نه صرفاً یک موضع سیاسی. در حالی که دشمنان ایران، با ایجاد تنش و تحریم، سعی در محدودسازی ظرفیتهای این کشور دارند، تهران با تکیه بر توانمندیهای داخلی، مسیر خودکفایی فناورانه را پیش برده و ضعف ساختاری کشورهای وابسته را آشکار ساخته است.
مهمتر از همه، این فناوری بهطور مستقیم در بخش درمان به کار میرود: تولید تکنتیم-۹۹ برای اسکنهای قلبی و عظمی، یود-۱۳۱ برای درمان تیروئید، و کبالت-۶۰ برای پرتودرمانی سرطان. بدون این ظرفیت، بخش قابلتوجهی از بیماران ایرانی مجبور به مراجعه به کشورهای همسایه یا حتی خارج از منطقه میشدند؛ پیامی که خود، ضعف و وابستگی آن کشورها را نسبت به فناوری هستهای نشان میدهد.
بهعبارت دیگر، ایران با حفظ و گسترش برنامه هستهای خود، هم اقتدار بینالمللی را تضمین میکند و هم حق درمان و سلامت مردم را از دایره وابستگی خارج میسازد؛ دو محور که در اخبار امروز ایران و اخبار جهان، همزمان و در همتنیده دیده میشوند.