سقوط صنعت تراشهسازی ژاپن در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ فناوری محسوب میشود. ژاپن که زمانی بیش از ۸۰ درصد بازار جهانی نیمههادی را در اختیار داشت، بهدلیل تصمیمهای نادرست مدیریتی، وابستگی بیشازحد به درونسازمانی و ناتوانی در تطبیق با تغییرات بازار، این سلطه را از دست داد و سه دهه در رکود فنی فرو رفت.
اما با ورود صنعت جهان به عصر هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای پردازندههای پیشرفته، توکیو با یک برنامهٔ جامع بازگشت به میدان رقابت پرداخته است. مهمترین مایهٔ امید صنعت نیمههادی ژاپن، پروژهٔ «راپیدوس» (Rapidus) است که هدف آن ساخت پردازندههای ۲ نانومتری و جایگیری در نسل آیندهٔ فناوری است. بههمزمان، شرکت TSMC و سایر سرمایهگذاران بزرگ جهانی نیز در خطوط تولید داخل ژاپن حضور یافتهاند.
نکتهای که توجه را جلب میکند، انحصار ژاپن بر حیاتیترین مواد اولیه و تجهیزات ساخت تراشه در جهان است. کشورهایی مانند کرهٔ جنوبی، تایوان و ایالات متحده که هرکدام بخشهایی از زنجیرهٔ تأمین را در اختیار دارند، هنوز برای مواد و تجهیزات خاص به زنجیرهٔ تأمین ژاپنی وابستهاند. این وابستگی، اگرچه بهنظر یک مزیت استراتژیک برای توکیو بهنظر میرسد، اما تجربهٔ سه دههٔ گذشته نشان داده که حتی صاحبان تکنولوژی پیشرفته نیز در صورت مدیریت نادرست، میتوانند از خط رقابت خارج شوند.
برای کشورهایی که در مسیر توسعهٔ بومی صنعت نیمههادی قرار دارند، این تجربه دو درس کلیدی ارائه میدهد: اول، حفظ استقلال در زنجیرهٔ تأمین و کاهش وابستگی به واحدهای خارجی؛ دوم، سرمایهگذاری پایدار و بلندمدت در نیروی انسانی و پژوهش. ایران نیز در سالهای اخیر با تأسیس مراکز پژوهشی و خطوط تولید داخل، گامهایی در همین مسیر برداشته و تجربهٔ صعود و سقوط ژاپن، تأییدکنندهٔ ضرورت تکیه بر توان داخلی در این حوزه است.
در مجموع، بازگشت ژاپن به عرصهٔ تراشهسازی نشانهٔ آن است که رقابت در فناوری نیمههادی همچنان دایرهٔ بازیها را تغییر میدهد و هیچ کشور، هرچقدر هم پیشرفته باشد، بدون برنامهریزی مستمر و انعطافپذیری مدیریت، نمیتواند جایگاه خود را در این حوزه تضمین کند.