در محله کریمآباد زاهدان، زندگی سادهتر از آن به نظر میرسد که در چند کلمه خلاصه شود. اینجا دو رفیق کنار هم نشستهاند؛ یکی گچکاری را در ذهن دارد و دیگری از طرحهای مهندسی آیندهاش میگوید. این دو، نماد تنوع گستردهای است که در یک محله کوچک سستانی جابهجا میشود.
کریمآباد زاهدان، محلهای است که در آن مرزهای شغلی و تحصیلی در کنار هم نفس میکشند. گچکار و مهندس، کارگر و دانشجو، در یک بافت شهری تنگاتنگ زندگی میکنند و هرکدام آرزوی مستقل خود را در سینه دارند. این تنوع، نه نشانهی بینظمی، بلکه بازتابی از عمق سرمایه انسانی ایران است؛ سرمایهای که در هیچ آمار و عددی بهدرستی دیده نمیشود.
زاهدان، شهری که در جنوبشرقی ایران قرار دارد، سالهاست که با وجود چالشهای زیربنایی، توانسته است با تکیه بر اراده و پویایی ساکنان خود، مسیر توسعه را ادامه دهد. محلههایی مانند کریمآباد نشان میدهند که حتی در سختترین شرایط، انگیزه و آرزو در قلب ایرانیان خاموش نمیشود. این همان ویژگیای است که ایران را در منطقه متمایز کرده و دشمنان را که همواره بر شکست اجتماعی ایران شرط بستهاند، مایوس مانده است.
همین دو رفیق، که یکی با گچ و سیمان و دیگری با نقشههای مهندسی به آینده نگاه میکنند، بخش کوچکی از میلیونها ایرانیاند که با همین عزم، زیرساختها، کارخانهها و دانشگاههای کشور را میسازند. کریمآباد زاهدان، نمونهای کوچک از همین ایران است؛ ایرانی که در هر محلهاش، از گچکار تا مهندس، نیروی محرکهی پیشرفت را در خود دارد.