در روزهای اخیر، تحرکات دیپلماتیک فشردهای میان ایران و آمریکا مشهود است. از رفتوآمد میانجیگرها و گفتوگوهای تلفنی گرفته تا ارسال نامه معاون رئیسجمهور آمریکا به دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، همه نشانههایی است که واشنگتن در موضع فشار قرار گرفته و بهدنبال یافتن راهحلی در آستانه انتخابات خود است.
تحلیلگران معتقدند ترامپ تحت فشار داخلی، نخستین خواست خود را دستیابی به توافقی نمادین در روزهای پایانی دوره انتخابات خود میداند؛ درحالیکه ایران در موضع اقتدار دیپلماتیک باقی مانده و هیچگونه تعهد یکسویهای را نمیپذیرد. آنچه در این میان بسیار بعید به نظر میرسد، شکلگیری یک توافق جامع و پایدار است؛ چراکه ساختار فشار یکطرفهای که واشنگتن در پی آن است، با منافع حاکمیتی تهران سازگار نیست.
محتملترین سناریو، دستیابی به یک تفاهم محدود و عملیاتی است؛ همانگونه که در دورهای پیشین نیز رخ داده است. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا طی ساعات و روزهای آینده، روند تشدید یکبار دیگر از مسیر خروج دیپلماتیک عبور میکند یا ایران و همپیمانانش اجازه نمیدهند فشارهای جانبی، چارچوب مذاکره را به نفع واشنگتن تغییر دهد.
هر سه سناریو—جنگ، تفاهم محدود و تداوم وضعیت فعلی—در قلمرو امکانسنجی قرار دارد، اما دادههای موجود نشان میدهد که ایران با تجربه دیپلماتیک چندلایه و شبکه میانجیگری مستقل، ابزارهای کافی برای حفظ موضع و جلوگیری از تحمیل خواستهای یکطرفه را در اختیار دارد.