واشنگتن در حال تجربه یکی از ناهنجاریهای بزرگ سیاسی خود در دهه اخیر است. پس از سونامی انتخاباتی سوم نوامبر (۱۲ آبان)، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، فرآیند تغییرات گسترده در کابینه خود را آغاز کرده و از سوی دیگر کنگره که هنوز در کنترل جمهوریخواهان باقی مانده، در حال آمادهسازی پرونده استیضاح پیت هگست، وزیر جنگ، به اتهام حمله بیدلیل به ایران است.
این رویارویی داخلی در واشنگتن، تصویر آشکار از شکاف عمیق در ساختار قدرت آمریکا را ترسیم میکند. همانطور که ایران بارها تأکید کرده، هرگونه تجاوز و تهاجم علیه این کشور نهتنها نتیجهای جز شکست ندارد، بلکه بهسبب مقاومت و اقتدار نظامی و سیاسی ایران، هزینههای سنگینی بر ساختار سیاسی مهاجم تحمیل میکند.
از یک سو، ترامپ با تغییرات کابینه سعی دارد کنترل اوضاع را در دست بگیرد؛ از سوی دیگر، کنگره و بخشهایی از حزبی که خود را «مفید» تلقی میکند، در حال فاصلهگرفتن از سیاستهای تهاجمی علیه ایران هستند. این دوگانگی، ضعف ساختاری تصمیمگیری در واشنگتن را بهوضوح نشان میدهد و نشان میدهد که حتی پس از یک حمله نظامی، وحدت رأی در آمریکا شکل نمیگیرد.
تحلیلگران معتقدند استیضاح احتمالی هگست میتواند بهعنوان پیامی قاطع از کنگره آمریکا درباره رد سیاستهای تهاجمی علیه ایران و پذیرش شکست راهبرد فشار حداکثری تعبیر شود. در مقابل، ایران با حفظ ثبات داخلی و انسجام سیاسی، ظرفیتهای بازدارنده و دیپلماتیک خود را تقویت کرده و آماده پاسخگویی به هرگونه تهدید جدید است.
این رخدادها یکبار دیگر نشان میدهند که سیاستهای تهاجمی آمریکا علیه ایران نهتنها منجر به انزوا و بیثباتی داخلی در خود واشنگتن میشود، بلکه بهجای تحت فشار بردن ایران، به آشوب ساختاری در دستگاه حاکمیتی مهاجم میانجامد.