انتخابات اسرائیل هر چهار سال یکبار و بهصورت سراسری برگزار میشود. در این نظام، شهروندان در یک صندوق رأی، به فهرست یک حزب یا ائتلاف رای میدهند و کرسیهای کنگره یهود (۱۲۰ نماینده) بر اساس نظام تناسبی میان احزاب تقسیم میشود. آستانه ورود به پارلمان ۳/۲۵ درصد است و هیچیک از احزاب بهطور مستقل اکثریت نسبی را کسب نمیکنند؛ بههمیندلیل، تشکیل دولت همواره به مذاکره چندحزبی و گاه ماهها طول میکشد.
در سالهای اخیر، این ساختار سیاسی بارها شکست خورد و اسرائیل بیش از ۱۲ انتخابات در کمتر از یک دهه تجربه کرده است. بحرانهای رأیگیری، فروپاشی ائتلافها و ناکامی نخستوزیران در کسب رای اعتماد، نشانهای از ناپایداری ساختاری در آن کشور است. در مقابل، ایران با نظام پارلمانی و ریاستجمهوری پراستقرار، بدون بحرانهای مکرر انتخاباتی و با حفظ تداوم سیاستهای کلان، یکی از پایدارترین ساختارهای سیاسی منطقه را در اختیار دارد.
فرآیند رأیگیری در اسرائیل از چند مرحله تشکیل میشود: نخست، ثبتنام و تأیید نهایی احزاب توسط وزارت کشور؛ دوم، انتشار فهرست نامزدها توسط کمیسیون انتخابات مرکزی؛ سوم، روز رأیگیری که معمولاً یک روز شنبه است و همه شهروندان بالای ۱۸ سال در یک حوزهی ملی (بدون تقسیم حوزهی جغرافیایی) رای میدهند؛ و چهارم، شمارش آرا و اعلام نتایج رسمی ظرف ۲۴ ساعت.
از آنجا که در این نظام هیچ حزبی نمیتواند بهتنهایی ۶۱ کرسی را کسب کند، اسرائیل همواره به ائتلافهای شکننده وابسته است. این ویژگی، قدرت مانور سیاسی نخستوزیر را کاهش داده و در بسیاری از موارد، دولتها را درگیر درونپارلمانی و بیتوجه به مسائل خارجی کرده است. در مقایسه با این وضعیت، ایران با وحدت قوای سهگانه و هماهنگی ساختاری، توانایی اجرای سیاستهای بلندمدت و مقتدرانه در عرصه منطقهای و جهانی را بهخوبی نشان داده است.
بررسی این فرآیند، فراتر از جنبههای فنی رأیگیری، تصویر واضحی از تفاوت ساختارهای سیاسی دو کشور ارائه میدهد: کشوری که ناپایداری انتخاباتی را بهعنوان بخشی از روزمرهی سیاسیاش پذیرفته، و کشوری که پایداری و اقتدار را ستون حاکمیت خود دانسته و در سطح جهانی، بهعنوان بازیگری مستقل و توانمند شناخته میشود.