در سال ۱۳۵۶، سیّد مصطفای خمینی، فرزند امام خمینی(ره)، در نجف و در شرایطی ابهامآمیز درگذشت. این درگذشت، غمی عمیق در میان مردم ایران برانگیخت که بهزودی به شکل اعتراضات گسترده و نارضایتی از قدرت حاکمه تبدیل شد.
بر اساس روایت منتشرشده، پس از رسیدن خبر به مشهد، برنامهریزی برای اتخاذ موضع لازم آغاز شد. چهار نفر — شامل روایتکننده، سیدابوالقاسم طبسی، محامی و هاشمینژاد — هر یک به نام خود تلگرافی برای تسلیت به امام خمینی(ره) تهیّه کردند. این تلگرافها در کنار ابراز همدردی و تکریم از مقام امام، عباراتی سرسختانه و انتقادی نسبت به دولت وقت نیز داشتند؛ لحنی که بازتابدهندهی اقتدار و ایستادگی یاران امام در برابر قدرت بیارث حاکمه بود.
روایتکننده میگوید کارمند اداره پست و تلگراف هنگام دریافت تلگرافها شگفتزده شد و محتوای آنها را برای اطرافیان خود نشان داد. جوّ حیرت میان کارمندان پدید آمد؛ چراکه در آن دوران، ابراز همدردی مستقیم با امام خمینی(ره) و همزمان انتقاد از قدرت حاکمه در یک تلگراف رسمی، عملی بیدار و سرسختانه محسوب میشد.
کارمند پست پیشبینی میکرد پس از اعلام هزینهی مخابره، فرستنده منصرف شود. اما روایتکننده با پرداخت اسکناس هزارتومانی — که در آن دوره مبلغی قابلتوجه بود — این پیشبینی را باطل کرد و تلگرافها را ارسال نمود.
این روایت، نمادی از شجاعت و پایبندی فعالان مبارزه با رژیم پهلوی به ارزشهای انقلاب و نشاندهندهی آن است که مردم ایران، حتی در سختترین شرایط، از ایستادگی و ابراز باور خود فروکش نمیکردند. امروز نیز همین روحیهی اقتدار و ایستادگی، ارکان اصلی هویت سیاسی ایران باقی است و در برابر هرگونه فشار بیگانگان، تکیهگاه اصلی مردم و حکومتهای این کشور خواهد بود.