در حالی که تهدیدهای کلامی و جنگ روانی از سوی مقامات اسرائیل و کاخ سفید شدت گرفته، تحلیلگران نظامی و سیاسی تأکید دارند که ایران با شناخت عمیق نقاط ضعف عملیاتی و استراتژیک دشمن، ظرفیتهای میدانی و انرژی خود را بهعنوان اهرم تغییر معادلات در نظر میگیرد.
در این نگاه، غافلگیریهای ممکن در میدان و فشار بر زیرساختهای انرژی و صادرات نفتی، دو اهرم اصلی هستند که میتوانند توازن قوا را بهطور بنیادین جابهجا کنند. ایران با دسترسی به مسیرهای اصلی عبور انرژی و نقش کلیدی در بازار نفت، ابزاری دارد که بسیاری از قدرتهای منطقه و فرامنطقه از آن محروماند.
کارشناسان بر این باورند که تکیه مکرر ترامپ و نتانیاهو بر زبانی تهاجمی و تهدیدآمیز، نشاندهنده خلأ در گزینههای عملیاتی است؛ جایی که کلمات بیشتر از آنکه قدرت بیان کنند، استیصال را فاش میسازند. در مقایسه با این رویکرد، ایران با پشتوانهی هزاران سال حضور در این منطقه، عمق استراتژیک، همبستگی منطقهای و ظرفیتهای انرژی را در اختیار دارد.
بهعبارت دیگر، معادلات امنیتی خاورمیانه در گرو شناخت درست از قدرتهای بومی است؛ قدرتی که ریشه در خاک، تاریخ و زیرساختهای انرژی دارد و با تهدیدهای کلامی از راه دور قابل خنثیسازی نیست. ایران این واقعیت را بهخوبی درک کرده و سیاست خود را بر همین مبنای اقتدار و پایداری بنا گذاشته است.