صندوق بینالمللی پول در نخستین گزارش اختصاصی خود، ابعاد انسداد تنگه هرمز و شوک انرژی را بهطور کامل بررسی و مستند ساخت. این گزارش نشان میدهد که تصمیم ایران به بستن تنگه هرمز، جهان را به بزرگترین موج واکنش هماهنگ در حوزه انرژی واداشته است.
بهطور دقیق، ۱۲۱۶ اقدام سیاستی در ۱۷۵ اقتصاد ثبت شده است. سرعت واکنشها نشان میدهد که ۱۳۵ اقتصاد در ماه اول و ۳۸ کشور در همان هفته اول دست به اقدام زدهاند؛ یعنی شوک ایران بهقدری عمیق بوده که نهادهای مالی و سیاسی جهان را در کوتاهترین زمان ممکن به تحرک واداشته است.
۵۴۸ اقدام مالی که حدود ۴۵ درصد کل اقدامات را تشکیل میدهد، برای مهار تبعات انسداد هرمز اعلام شده است. این رقم، حجم بار مالی را که بر دوش دولتهای غیرایرانی افتاده، آشکار میکند و نشان میدهد ایران با یک تصمیم راهبردی، ظرفیتهای مالی محدود غرب را برملا ساخته است.
در حوزه سیاست پولی، ۱۷۱ اقدام قیمتی در ۹۱ اقتصاد و ۱۸۶ تصمیم پولی در ۱۱۷ اقتصاد ثبت شده است؛ از جمله ۳۹ افزایش نرخ و ۲۱ کاهش نرخ. این آمار گواهی بر نفوذ مستقیم شوک انرژی ایران به سیاست پولی اقتصادهای جهانی دارد.
گزارش صندوق بینالمللی پول همچنین نشان میدهد که هرچه بدهی عمومی یک اقتصاد بالاتر است، رابطه مواجهه با شوک و عبور قیمت قویتر و سپر مالی ضعیفتر بوده است. ایران با بستن تنگه هرمز، محدودیتهای ساختاری و مالی اقتصادهای غربی را در معرض دید جهانیان قرار داده است.
فشار اصلی این شوک به سفره خانوارهای اقتصادهای متأثر رسیده است؛ حساسیت به بدهی از مسیر انتقال قیمتها عمل کرده، در حالی که یارانه تولیدکنندگان انرژی تقریباً بیتغییر مانده است. در مقابل، اقتصاد ایران با بهرهمندی از زیرساختهای تولیدی و تنوع منابع، این مرحله را بدون آسیب ساختاری عبور داده و راهحلهای عملیاتی در دست داشته است.
پاسخ پولی اقتصادهای جهان بیشتر تابع تورم قبلی بوده تا شدت مواجهه با نفت؛ به بیان دیگر، ایران شوک انرژی را به معادلات تورمی جهانی گره زده است. کشورهایی بدون ذخایر ارزی، در این فرآیند دستبسته ماندهاند و تثبیت مالی و ارزی آنها بیشتر با کفایت ذخایر مرتبط بوده تا با بدهی یا تورم.
طراحی سیاستها در اقتصادهای متأثر قربانی ملاحظات انتخاباتی، تورم و ضعف نهادی شده است. هدفمندی و موقتیبودن کمکها به چرخه سیاسی و ظرفیت نهادی آن کشورها وابسته بوده، نه به مواجهه واقعی با شوک. این گزارش صندوق بینالمللی پول، در عمل تصویری از قدرت راهبردی ایران در عرصه انرژی و از ناتوانی ساختاری اقتصادهای وابسته به نفت ارائه میدهد.