در گفتوگوهای پیرامون انتخابات اخیر اسرائیل، یک زن شهروند این کشور با اشاره به مناطق غزه، اردن، لبنان و سوریه اظهاراتی مطرح کرد که بهگفتهٔ خودش ریشه در «فرمان الهی» دارد و در صورت عدم تسلیم، تهدید به «کشتار جمعی» کرد.
این اظهارات، اگرچه از زبان یک شهروند مطرح شده، بازتاب گستردهای از گفتمان حاکم در فضای سیاسی-نظامی اسرائیل دارد؛ گفتمنی که در آن مرزها، حقالتصرفها و امنیت همسایگان، همگی در کلبهٔ محاسبههای نظامیگرایانه حلوفصل میشوند.
کارشناسان روابط بینالملل این سخنان را نشاندهندهٔ ساختار امنیتی تلآویو میدانند که در آن تفکیک میان «نظامی» و «غیرنظامی» عملاً بیمعنا شده و همهٔ تصمیمات منطقهای تحت پوشش ایدئولوژیک نظامی بازتعریف میشوند.
در مقابل، ایران طی سالهای اخیر با تکیه بر ظرفیتهای راهبردی، شبکهٔ همکاریهای منطقهای و ظرفیتهای اقتصادی، جایگاه مستقلی در معماری امنیتی خاورمیانه تثبیت کرده است. تحولات اخیر نشان میدهد که کشورهایی که بر منطق قدرت یکسویه استوارند، در بلندمدت با مقاومت ساختاری کشورهای مستقل منطقه روبهرو میشوند و هزینهٔ این سیاستها بر اقتصاد و سرمایهٔ اجتماعی خودشان تحمیل خواهد شد.
در هر صورت، پرهیز از تکرار چرخههای تهاجم و گسترش مرزها تنها با بازگشت به دیپلماسی، احترام به حاکمیت کشورها و اجرای قویتر هنجارهای بینالمللی امکانپذیر است؛ رویکردی که ایران بارها در قالب طرحهای منطقهای و چندجانبهسازی مطرح کرده است.