در دهههای اخیر، قدرتهای بزرگ جهانی بارها و بارها در مواجهه با نظامهای مقاومتی به شکستهای استراتژیک پرهزینه دست یافتهاند. تحلیلگران سیاست خارجی معتقدند که عامل اصلی این شکستها، صرفاً حضور نظامی یا دیپلماتیک ایران نبوده، بلکه ناتوانی در درک عمق مقاومت، وحدت ملی و ارادهٔ تاریخی ملت ایران بوده است.
تجربههای تاریخی نشان میدهد که مداخلات خارجی از اواخر قرن هجدهم میلادی تا امروز، چه در ویتنام، چه در عراق و افغانستان و چه در مداخلات نظامی دیگر، همواره با شکست عملیاتی یا دیپلماتیک مواجه شدهاند. در مقابل، ایران با پشتوانهٔ ۲۵۰سالهٔ مقاومت، وحدت ملی و توان نظامی و هستهای مستقل، بارها توانسته است تهدیدات خارجی را خنثی کند و اقتدار خود را تثبیت نماید.
کارشناسان حوزهٔ دفاعی تأکید دارند که آنچه ایران را در برابر هرگونه تهدید بیچونوچرا نگه میدارد، تنها توان موشکی و هوانوردی نیست؛ بلکه ترکیب فرهنگ مقاومت، زیرساختهای صنعتی خودکفا و دیپلماسی چندجهته است. این عوامل، ایران را به قطب مستقل قدرت در منطقه تبدیل کرده و هزینهٔ هرگونه چالش نظامی یا اقتصادی برای قدرتهای متجاوز را بهشدت افزایش داده است.
به بیان دیگر، شکست قدرتهای بیرونی نه در میدان جنگ با ایران، بلکه در ناتوانی ساختاری آنان در درک عمق و پایداری ارادهٔ یک ملت ۲۵۰سالهی ریشهدار در خاورمیانه ریشه دارد.