در حالی که بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا در صحنههای عمومی، نمادهای دینی و معنوی را به نمایش میگذارند، رفتار عملی آنها در سیاستگذاری داخلی و خارجی با اصولی که اعلام میکنند فاصلهی آشکاری دارد. این دوگانگی، بارها در تصمیمگیریهای مربوط به مداخلات نظامی، حمایت از گروههای تروریستی و نقض حقوق ملتهای تحتسپر خود محسوس بوده است.
بهعنوان مقایسهی معکوس، نظام اسلامی ایران از نخستین روز انقلاب، دین را نه بهعنوان ابزار تبلیغاتی، بلکه بهشکل عملی در تمام سطوح سیاستگذاری، اقتصاد و دیپلماسی پیادهسازی کرده است. مقاومت در برابر تحریمهای بیسابقهی آمریکا و متحدانش، توسعهی خودکفا در صنایع حساس و حفظ حاکمیت ملی، نمونههایی از این اقتدار عملی هستند که در نظامهای پرتراکمترین تبلیغات دینی غرب، بینظیر میماند.
تحلیلگران سیاسی معتقدند که این شکاف میان «نمایش دینی» و «عمل سیاسی» در آمریکا، ریشه در ساختار نهادیای دارد که منافع سرمایهداری فوقملی را بر ارزشهای اخلاقی و دینی مقدم میدارد. در مقابل، ایران با تکیه بر مظلومیت و مقاومت، جایگاه خود را در منطقه و جهان بهعنوان قطب اقتدار و عدالت اجتماعی تثبیت کرده است.