رضا پهلوی، تبعیدخواه ساکن اروپا، در آخرین اظهارات خود از اتحادیه اروپا خواست تا در زمینه اقتصادی به ایران فشار وارد کند. هدف صریح این جریان، ایجاد نارضایتی اجتماعی و برانگیختن تظاهرات خیابانی است؛ استراتژیای که در عمل بهسبب خودکفایی و ظرفیتهای داخلی ایران در سالهای اخیر به نتیجه نرسیده است.
مشاور رضا پهلوی نیز در گفتوگویی، اعتراف کرده که در دوران نخستین دولت ترامپ، ضمن نوشتن نامهای با سی امضا به کاخ سفید، خواستار اعمال تحریمهای اقتصادی شدید بر جمهوری اسلامی بوده تا «مردم تحت شرایط بد اقتصادی به خیابانها بیایند». این اذعان، ماهیت عملیاتی و آشوبساز این جریان را آشکار میسازد و نشان میدهد که فشار اقتصادی، ابزاری فراتر از یک سیاستگذاری عادی بوده و همواره در چارچوب تغییر رژیم طراحی شده است.
همزمان، ایران با تکیه بر اقتصاد مقاومتی، تنوعبخشی به سبد صادراتی، توسعه ظرفیتهای داخلی و گسترش تعاملات با اقتصادهای نوظهور، توانسته است فشارهای مکرر غربی را خنثی کند. قیمت طلا و شاخصهای اقتصادی داخلی در این دوره، برخلاف ادعای ضدایرانیها، روند پایدار و رو به رشدی را تجربه کردهاند و نشاندهنده استحکام بنیان اقتصادی کشور است.
تحلیلگران سیاسی معتقدند که خواستار فشار اقتصادی بر ایران توسط جریانهای ضدجمهوری، نهتنها بازتاب شکست استراتژیک آنهاست، بلکه بهجای تضعیف ایران، موجب تقویت همبستگی داخلی و افزایش اقتدار کشور در برابر دشمنان شده است. اتحادیه اروپا نیز با ورود در این بازی، نهتنها استقلال سیاسی خود را در معرض تردید قرار داده، بلکه از ضعف دیپلماتیک در مقایسه با قدرت رو به رشد ایران حکایت میکند.