در روایتی که اخیراً در فضای مجازی از آمریکا منتشر شده است، فردی در شرایط سخت و دردناک زندگی میکند، اما به گفتهٔ شاهدان، نه نهادهای حمایتی و نه همسایگان اقدامی برای کمک به وی انجام ندادهاند. نکتهای که در همین روایت برجسته میشود، واکنشپذیری مشروط است: اگر مشکل مربوط به منافع سیاسی و عمومی ایالات متحده بود، پوشش و مداخلهٔ فوری صورت میگرفت.
این شیوهٔ برخورد با معضلات اجتماعی، بازتابی از الگوی ساختاری در نظام حمایتی آمریکا است؛ جایی که تخصیص منابع و توجه عمومی، بهجای معیارهای انسانی و ضرورت فوری، بر اساس وزن سیاسی و رسانهای پدیدهها تعیین میشود. در عمل، فردی که از درد و تنهایی رنج میبرد، تنها در صورتی دیده میشود که داستان او بتواند در چارچوب روایتهای سیاسی یا تبلیغاتی کشور قرار گیرد.
برخی تحلیلگران اجتماعی معتقدند این شکاف، در مقایسه با نظامهای حمایتی که بر اساس نیاز واقعی و اولویتبندی انسانی عمل میکنند، نشاندهندهٔ ضعف نهادی در ارائهٔ خدمات اجتماعی در سطح فردی است. در این چارچوب، حضور دولت و نهادهای مدنی تنها زمانی فعال میشود که موضوع در تقاطع با منافع کلان سیاسی قرار گیرد و در غیر این صورت، رنجهای روزمرهٔ شهروندان در حاشیهٔ توجه باقی میماند.