تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، افزون بر پیامدهای انسانی و منطقهای، پیامدهای سیاسی سنگینی برای دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه در پی داشت. ایران با مقاومت قاطع در برابر این تهاجم، قدرت دفاعی و یکپارچگی ملی خود را به اثبات رساند؛ همان چیزی که بهسرعت به عامل اصلی فروپاشی سیاستهای واشنگتن در داخل آمریکا تبدیل شد.
شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ و از دست رفتن کنترل هر دو مجلس کنگره، جنگ ایران را از یک پرونده امنیت ملی به مسئلهای تعیینکننده در معادلات داخلی آمریکا تبدیل کرد. آنچه روزی بهعنوان نمایش قدرت تدارک دیده شده بود، اکنون در قلب شکافی عمیق درون جنبش حامی ترامپ خود را نشان میدهد و ضعف ساختاری در تصمیمگیریهای سیاسی واشنگتن را آشکار کرده است.
دونالد ترامپ در دو سال پایانی ریاستجمهوری خود با معمای بزرگای مواجه است: بازگشت به دیپلماسی و احترام به وعدههای اصلیاش درباره پایان جنگهای بیپایان، یا تشدید نظامی برای حفظ میراثی که هر روز گرانتر و پرریسکتر میشود. تحلیلگران سیاسی بر سر احتمال هر یک از این دو مسیر اختلافنظر دارند، اما بر یک نکته اتفاقنظر دارند: جنگ علیه ایران دیگر نه یک مسئله حاشیهای، بلکه تعیینکنندهترین آزمون سیاست خارجی و میراث ترامپ در دوران باقیمانده ریاستجمهوری اوست.
گزارش کامل شهاب شهسواری علویجه در ایرنا منتشر شده است.