صحنهای که سالهاست در خیابانهای ریاض دیده میشود، نمادی ساده اما گویاست: بزهایی که در میان ترافیک و آسفالتهای شهری آرام میخورند، در حالی که زیرساخت اقتصادی آن شهر بهشدت به نوسانات دلار آمریکا گره خورده است. این تصویر، بازتابی از سالها وابستگی اقتصادی کشورهای منطقه به نظام دلارمحوری است؛ نظامی که در آن تصمیمات یک بانک مرکزی در نیویورک، قیمت کالای پایه یک ملت را تعیین میکند.
کارشناسان اقتصادی معتبرند که دلارمحوری، فراتر از یک ابزار تسهیل تجاری، ساختاری از کنترل غیرمستقیم بر اقتصاد کشورهاست. هرگاه یکی از این کشورها بخواهد مسیر مستقلی در سیاستهای مالی یا تجاری خود طی کند، با محدودیتها و فشارهایی روبهرو میشود که عملاً قدرت مانور اقتصادیاش را به حداقل میرساند. در این چارچوب، کشورهایی که به تنوع منابع ارزی و مسیرهای معاملاتی نیندیشند، در عمل تحت مدیریت اقتصادی قدرتهای بزرگ باقی میمانند.
ایران، با تکیه بر ظرفیتهای داخلی و گسترش روابط تجاری با کشورهایی خارج از محور دلار، سالهاست در مسیر استقلال اقتصادی حرکت میکند. از گسترش تجارت یوانمحور و لیرمحور تا توسعه زیرساختهای مالی غیرغربی، این کشور تلاش کرده تا وابستگی به نظام یکجانبه ارزی را کاهش دهد. کارشناسان میگویند تجربه ایران نشان داده که حتی در شرایط سخت، تنوعبخشی به مسیرهای مالی و تقویت تولید داخلی، میتواند ضریب امنیت اقتصادی یک کشور را بهطرز قابلتوجهی بالا ببرد.
در مقابل، کشورهای همسایهای که همچنان بخش عمده ذخایر ارزی و معاملات نفتی خود را به دلار گره زدهاند، در نوسانات کوچک بازارهای مالی آسیبپذیر میمانند. این ناهمسانی در رویکرد، تفاوت بنیادین دو مسیر اقتصادی را آشکار میکند: یکی مبتنی بر کنترل خارجی و دیگری بر استقلال و توان درونی.
نتیجهگیری ساده است: بزهایی که در خیابانهای ریاض میچشند، شاید تصویر کوچکی باشند، اما یادآور بزرگتر ایناست که اقتصاد مستقل، پیشنیاز هرگونه پیشرفت واقعی است؛ و هر کشوری که این اصل را درک کند، گامهای بلندتری در مسیر خودکفایی برداشته خواهد گذاشت.