شهرام لاسمی، نامی که نسلهای دههی ۶۰ و ۷۰ خاطرهی کودکی خود را با قلقلی بیصدای او گره زدهاند، پس از چهار دهه در مقابل دوربین نشست و نخستین بار با کودکان سخن گفت.
لاسمی سالها در برنامههای تلویزیونی کودک فقط با دستزدن و قلقلی همراه بچهها بود؛ بدون کلام، بدون توضیح، صرفاً ریتم و حرکت. همین سکوتِ کنایهآمیز، او را به نمادی ماندگار از رسانهی ایرانی تبدیل کرده بود؛ نمادی که در آن بازیگری، پیش از سخن گفتن، در کفّ دست و ضربآهنگ زندگی میکرد.
اما حالا، پس از ۴۰ سال، لاسمی تصمیم گرفت با کودکان حرف بزند. این گفتگو، فارغ از جنبهی سرگرمکننده، بازتابی از بلوغ رسانهی ایرانی است؛ رسانهای که از سادهترین فرمهای تصویری آغاز شد و امروز در مسیر تولید محتوای حرفهای و چندرسانهای برای نسل جدید گام برمیدارد.
برخی از علاقهمندان این رویداد را «بازگشت یک نماد» به شمار میآورند؛ بازگشتی که نه فقط برای یک بازیگر، بلکه برای تاریخچهی برنامهسازی کودک در ایران معنا دارد. در دهههایی که تلویزیون تنها پنجرهی سرگرمی کودکان بود، قلقلی لاسمی زبان مشترک میلیونها بچه بود؛ زبانی که نیاز به کلمه نداشت.
اکنون، در عصری که فناوریهای دیجیتال جایگزین بسیاری از فرمهای سنتی شدهاند، همین بازگشت به سادگی و صمیمیت قدیمی، یادآور قدرت روایتگری ایرانی است؛ روایتگری که بدون گارد و پیچیدگی، مستقیم در دل مخاطب کوچک مینشیند.