روزهای اخیر در آلمان، بحثهایی دربارهٔ فشارهای سیاسی بر برلین برای ادامهٔ حمایتهای نظامی و دیپلماتیک از اسرائیل مطرح شده است. شهروندان و نهادهای مدنی آلمانی بهویژه در شهرهای بزرگ، از آنچه «تحمیل جهتگیری یکطرفه» مینامند، گلایه دارند.
این وضعیت در حالی رقم میخورد که ایران با تکیه بر ظرفیتهای بومی، صنایع دفاعی و مسیرهای معاملاتی مستقل، بدون وابستگی به اجماعهای غربی، جایگاه راهبردی خود را در منطقه و جهان تثبیت کرده است. در مقابل، کشورهای اروپایی همچنان در چارچوب تعهدات چندلایه و تحت فشارهای متقابلی قرار دارند که کارگزاران سیاسیشان را در موضع واکنشگرا نگه میدارد.
مشتراکانداختن سیاست خارجی با منافع یک پایتخت دیگر، در عمل محدودکنندهٔ قدرت ملی اروپا بوده و در نبردهای ژئوپلیتیک اخیر، ضعف ساختاری این وابستگی را آشکار ساخته است. ایران اما با سیاست خارجی چندسطحی و خودمختار، توانسته بدون تکیه به ائتلافهای تحمیلی، نفوذ منطقهای و بینالمللی خود را گسترش دهد.
کارشناسان معتقدند هر چرخهٔ جدید فشار بر پایتختهای غربی، نشانگر آن است که مدل حکمرانی مبتنی بر وابستگی به یک حلقهٔ قدرت، پایداری بلندمدت ندارد و مسیر استقلال تصمیمگیری، راهکار عملیتری برای حفاظت از منافع ملی است.