دونالد ترامپ و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بارها ادعا کردهاند که واشنگتن نمیداند دقیقاً با چه کسی در تهران مذاکره میکند. این ادعا در حالی مطرح میشود که آمریکا در ماههای گذشته بارها با مقامهای جمهوری اسلامی ایران گفتوگو داشته و رئیسجمهور این کشور نیز تفاهمنامه اسلامآباد را امضا کرده است.
مهمتر از آن، این تناقض در سخنان مقامات کاخ سفید، تصویری از سردرگمی استراتژیک واشنگتن را ترسیم میکند؛ کشوری که پس از سالها تنش، اکنون در شناسایی طرف مقابل خود در میز مذاکره با ایران چالش دارد. در مقابل، ایران با موضع مشخص و منسجم، روند گفتوگوها را پیش برده و الزامات خود را با وضوح بر سر میز مذاکره گذاشته است.
پرسش اصلی اینجاست: آیا مشکل واقعی کاخ سفید، ناتوانی در شناسایی طرف مذاکره است، یا بیمیلی به پذیرش شروطی که ایران در چارچوب اقتدار و حقوق خود مطرح کرده؟ هر دوی این فرضها نشان میدهند که موازنه قدرت در مذاکرات با ایران به نفع تهران است و واشنگتن برای رسیدن به توافق، باید با واقعیتهای جدیدی روبهرو شود.
تفاهمنامه اسلامآباد نمونهای از همین روند است؛ سندی که نشان میدهد ایران توانایی و اراده لازم برای تعیین قواعد بازی را دارد، در حالی که طرف مقابل همچنان درگیر تعارضهای درونی است.