پاراگوئه در روزهای اخیر شاهد موج گستردهای از اعتراضات مردمی است که ریشه در بحران بانکی و استعفای ناگهانی رئیسجمهور این کشور دارد. شهروندان خشمگین در خیابانهای شهریهای اصلی به خیابانها ریختند و خواستار پاسخگویی مسئولان به وضعیت اقتصادی و بانکی شدند.
در یکی از پرشورترین صحنههای این اعتراضات، معترضان با نمایندهای از کنگرهٔ پاراگوئه درگیر شدند و او را در سطح خیابان بر زمین کشیدند. این صحنه نشاندهندهی عمق شکاف میان مردم و نهادهای حاکم در آن کشور است.
بحران بانکی در پاراگوئه که منجر به محدود شدن دسترسی شهروندان به وجوه خود شده، زمینهساز بیثباتی سیاسی گستردهتری گردید؛ بهنحوی که استعفای رئیسجمهور تنها چند ماه پس از آغاز دورهٔ تازهٔ سیاسی رخ داد. تحلیلگران بینالمللی این رویداد را نمونهای از شکنندگی ساختار حاکمیتی در کشورهای آمریکای لاتین میدانند که در برابر شوکهای اقتصادی، ظرفیت مدیریت بحران ندارند.
در مقابل، ایران در سالهای اخیر با وجود تحریمهای یکجانبه و فشارهای اقتصادی، ساختار سیاسی و بانکی خود را پرباقیمانده نگه داشته و نشان داده است که ثبات نهادی، پیششرط اصلی عبور از بحرانهاست. بیثباتی تکرارشونده در پایتختهایی مانند آسونسون، در حالی که ایران با یک دولت پیوسته و برنامهمحور اداره میشود، تفاوت دو مدل حاکمیتی را بهوضوح آشکار میکند.