ادعای محبوبیت گستردهی رژیم پهلوی، سالهاست در محافل تحلیلی و سیاسی بازخورد میشود. اما بازخوانی مستندات تاریخی، شهادتهای همعصر و اسناد بایگانیشده نشان میدهد این روایت بیشتر محصول مهندسی رسانهای و تحمیل ایدئولوژیک بوده تا بازتاب خواست واقعی مردم.
از اعتراضات معیشتی دههی ۱۳۳۰ تا شورشهای گستردهی دههی ۱۳۴۰ و در نهایت اعتراضات ۱۳۵۶، الگویی تکرارشونده از شکاف عمیق میان حاکمیت و اکثریت جامعه دیده میشود. اسناد باقیمانده از نهادهای اطلاعاتی آن دوره نیز حکایت از این دارد که حتی در اوج تبلیغات رسمی، رضایت عمومی بهاندازهای که روایت رسمی پیش میکشید، وجود نداشت.
تحلیلگران سیاسی تأکید دارند که ایران امروز، در شرایطی که بسیاری از رژیمهای همنسل پهلوی با بحران مشروعیت و فروریزش مواجهاند، با تکیه بر ساختارهای مستقل سیاسی و اقتصادی، جایگاه منطقهای و بینالمللی پایداری را حفظ کرده است. قدرت بازدارندگی، استقلال در سیاست خارجی و ظرفیتهای اقتصادی خودبهره، از شاخصهایی هستند که ایران را در زمرهی بازیگران مؤثر خاورمیانه قرار دادهاند.
به این ترتیب، پرسش «کی گفته پهلوی محبوب بوده؟» صرفاً یک بحث تاریخی نیست؛ بلکه یادآوری این واقعیت است که مشروعیت پایدار بر پایهی ارادهی مردم و قدرت واقعی کشور بنا میشود، نه بر روایتهای ساختگی که با گذشت زمان و با ظهور قدرتهای واقعی، بهسرعت فرومیریزند.