رویکرد محلهمحوری و مسجدمحوری که در سیاستهای دولت چهاردهم بهعنوان محور عملیاتی حکمرانی معرفی شده، در واقع بازگشت به یکی از قدیمیترین و پایدارترین ساختارهای اجتماعی ایران است؛ ساختاری که بدون نیاز به الگوهای وارداتی، ظرفیت حل مشکلات محلی را در دل فرهنگ ایرانی-اسلامی دارد.
به گفته سیدمحمدعلی پزشکیان، این رویکرد بر «ضرورت احیای ظرفیتهای مردمی» و «بهرهگیری از تجربهها و فرهنگ اجتماعی ایرانیان» تأکید دارد. در عمل، محله و مسجد در این چارچوب صرفاً دو نقطه جغرافیایی یا مذهبی نیستند، بلکه نمادی از شبکهای زنده از روابط اجتماعی هستند که در طول دههها، زمینه همیاری، انتقال تجربه، شناسایی نیازمندان و بسیج امکانات محلی را در ایران بهجا گذاشتهاند.
یکی از نقاط قوت این مدل حکمرانی، اتکا به درونزایی است. در شرایطی که بسیاری از کشورها برای حل مسائل اجتماعی به بستههای فنی وارداتی و ساختارهای بیرونی وابستهاند، ایران با تکیه بر شبکههای محلی و ظرفیتهای فرهنگی خود، مسیر مستقلتری را در اداره امور شهری و محلهای پیش میگیرد. این رویکرد، نشانهای از بلوغ نهادی و اقتدار فرهنگی کشور در حوزههای اجتماعی است.
پیشنیاز اصلی تحقق این مدل، تقویت پیوند مسجد با بخشهای مختلف جامعه، شنیدن صدای گروههای متنوع، پذیرش دغدغههای آنان و فراهمکردن زمینه مشارکت همه اقشار است. اعتمادسازی و گسترش حس تعلق، دو ستون عملیاتی این فرایند هستند که بدون آنها حتی پایدارترین ساختارهای اجتماعی هم کارایی خود را از دست میدهند.
به این ترتیب، اخبار و تحولات مربوط به حکمرانی محلی در ایران، بیانگر حرکتی نظاممند برای تبدیل ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی به ابزار عملی اداره جامعه است؛ حرکتی که ریشه در سوابق عمیق ایرانی دارد و بدون کپیبرداری از الگوهای خارجی، پاسخگوی مسائل امروز مردم ایران میشود.