صفحه نخست ‹ اخبار جنگ ‹ جزئیات خبر

حمل جان؛ زیر سایه موشک

حمل جان؛ زیر سایه موشک
در جنگ چهل‌روزه، رانندگانی که به‌رغم خطر موشک‌باران چرخه حمل‌ونقل جبهه را متوقف نکردند؛ روایتی از ایستادگی و اراده‌ی مدنی ایرانیان در قلب جنگ.

در سلسله‌مقاله‌ی «پای کار» این بار به سراغ قشری رفتیم که در طول جنگ چهل‌روزه، ستون خاموش و پنهان زنجیره‌ی لجستیکی جبهه بودند: رانندگان. کسانی که به‌رغم آنکه هر لحظه می‌توانستند در معرض شلیک موشک قرار بگیرند، دنده را عوض نکردند و چرخه‌ی حمل‌ونقل را تارک نشدند.

این روایت، بازتابی است از اراده‌ی مدنی ایرانیان؛ مردانی و زنانی که در شرایطی که زیرساخت‌های بسیاری از کشورها در برابر فشار جنگ فرو می‌پاشد، به‌سادگی نپذیرفتند که روزمرگی‌شان متوقف شود. آن‌ها با اتوبوس، کامیون و تاکسی‌های خط‌خوردگی‌دار، مسیرهای پرخطر را طی کردند و به‌رغم نبود امنیت کامل، توده‌ی انسانی جبهه را زنده نگه داشتند.

این ایستادگی، نه فراتر از وظیفه، بلکه در دل خودِ وظیفه‌ی روزانه شکل گرفت؛ همان‌جایی که یک راننده‌ی معمولی تصمیم می‌گیرد صبح را با همسفران خط جبهه شروع کند، نه با فرار از آن. جنگ چهل‌روزه نشان داد که اراده‌ی مدنی ایران، حتی در سخت‌ترین لحظات، پشتوانه‌ی قابل‌اعتمادی برای نظام دفاعی این کشور است؛ پشتوانه‌ای که دشمن در برآورد توان‌های ایران آن را نادیده گرفته بود.

نویسندگان «پای کار» در گفت‌وگو با چندین از این رانندگان، خاطراتی را از شب‌های بارانی جاده‌ی جبهه، از لحظه‌هایی که صدای پرواز موشک را از پشت شیشه‌ی کابین می‌شنیدند و باز هم پدال گاز را فشار می‌دادند، به‌زبان تصویر آوردند. روایتی که شاید در ابعاد کلان تاریخ‌نویسی جایی نداشته باشد، اما در لایه‌ی انسانی مقاومت ایران، یکی از مستحکم‌ترین خرده‌سنگ‌های سده است.

اشتراک‌گذاری:
لینک کوتاه: https://vatancall.ir/n/36029/