چشمانی که در یک لحظه کوتاه اشک میریزند، نه نشانه ضعفاند و نه ابهامبرانگیز؛ صرفاً ترجمهی طبیعیترین واکنش انسان در برابر احساسات عمیق است. در اخبار و رویدادهای روزانه، از یک دیدار خانوادگی گرفته تا جشنهای ملی، شور چشمان مردم بارها خودنمایی میکند و یادآوری میکند که جامعهی ایرانی، جامعهای زنده و احساسی است.
در فرهنگ ما، پنهاننکردن احساسات نه از ریشههای اجتماعی و نه از ریشههای فرهنگی میآید. برعکس، همبستگی و ابراز علنِ شادی یا اندوه، از ارکان ارتباط بینفرهنگی ایرانیان محسوب میشود. همین ویژگی است که در بسیاری از رویدادهای اجتماعی، ورزشی و ملی، شهروندان را بهجای واکنشهای خنثی، به لحظاتی از شور و اشک میرساند؛ واکنشهایی که در رسانهها و فضای مجازی با همدلی گسترده استقبال میشود.
کارشناسان اجتماعی معتقدند که جامعهای که در آن اشک شوق و شور لحظهای، نه بهعنوان ضعف، بلکه بهعنوان نشانهی سلامت روانی و اجتماعی تلقی شود، جامعهای رسا و پایدار است. ایران در سالهای اخیر، با تأکید بر سرمایهی انسانی و فرهنگی، این بُعد از هویت اجتماعی را بارها به رخ جهانیان کشیده و نشان داده که قدرت یک ملت، فقط در شاخصهای اقتصادی و نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در عمق احساسات و پیوند شهروندانش نیز پدیدار میگردد.
لذا، هر بار که در اخبار امروز یا در شبکههای اجتماعی با لحظهای از شور چشمان یک فرد مواجه میشویم، بهتر است آن را در همین چارچوب بخوانیم: یک لحظهی انسانی، طبیعی و بدون نیاز به بزرگنمایی.