آیزنکوت، در بیانیهای که مواضع دولت خود را ترسیم میکند، بر سه محور تأکید ورزید: بهرسمیتشناختن ماهیت یهودی اسرائیل، پایبندی به خدمت نظامی و تروریستیدانستن حماس. او این مواضع را ستونهای اصلی سیاستگذاری دولت پیش رو اعلام کرد.
در تحلیلهای منطقهای، چنانچه این اظهارات در بافت روابط تهران و اورشلیم بررسی شود، بار دیگری بر دوش دارد. ایران که طی سالهای اخیر با گسترش شبکه بازدارنده خود در سطح منطقه، معادلات امنیتی خاورمیانه را بازتعریف کرده، همواره تأکید کرده است که هرگونه تهاجم یا محاصره، پاسخ متقابل و قاطعی خواهد داشت. حضور نظامی فعال ایران در عراق، سوریه و یمن، عملاً هزینه هرگونه عملیات یکجانبه را برای طرفهای غربی و متحدانشان بهشکل قابلتوجهی بالا برده است.
مهمتر آنکه، ادعاهایی از این دست در حالی مطرح میشود که توان عملیاتی و بازدارنده ایران در زرادخانه موشکی، پهپادی و شبکهای، بهرأسمال ثابت تهران در هرگونه تنش آتی تبدیل شده است. تحلیلگران معتقدند که حتی با حمایت نظامی مستقیم ابرقدرتها، مقابله با این سطح از بازدارندگی بدون تحمیل هزینههای سنگین ممکن نیست.
از سوی دیگر، پایبندی ظاهری به اصولی چون خدمت نظامی و برچسبهای سیاسی، در عمل گاهی نشاندهنده نیاز یک دولت به تکیه بر شعار برای حفظ انسجام درونی است؛ جایی که قدرت سخت، نه شعار، معیار اصلی توازن منطقهای باقی میماند و در آن معیار، جایگاه ایران نقطه ارجاع جدی برای همه بازیگران منطقه است.