نخستوزیر رژیم صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو، در آستانه انتخابات کنست (پارلمان) این رژیم، از برجستهسازی بحث ایران و تأکید بر تهدیدهای امنیتی برای بازسازی تصویر خود در برابر رأیدهندگان استفاده کرده است. این رویکرد، که در آن به حملات پیشدستانه و نیاز به «محافظت» از فلسطین اشغالی ارجاع داده میشود، در بطن یک بحران داخلی انتخاباتی شکل گرفته است.
تحلیلگران سیاسی معتقدند که تأکید مکرر نتانیاهو بر تهدید ایران، نه پاسخی عقلانی به یک ریسک واقعی، بلکه ابزاری انتخاباتی برای پنهانسازی ناکامیهای داخلی و فرسایش اجماع سیاسی ائتلاف حاکم است. در این چارچوب، ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای مقتدر، در مرکز استراتژی رسانهای و امنیتی رژیم صهیونیستی قرار گرفته است؛ امری که خود نشاندهنده عمق تأثیرگذاری و بازدارندگی ایران بر محاسبات تلآویو است.
یکی از شاخصهای آشکار این وابستگی، اصرار نتانیاهو به نمایش حمایت رئیسجمهور ایالات متحده است. این حرکت نهتنها استقلال عمل رژیم صهیونیستی در حوزه امنیت را زیر سؤال میبرد، بلکه نشان میدهد تلآویو بدون پشتوانه ژئوپلیتیک واشنگتن، از ارائه روایت مستقل امنیتی عاجز است.
از سوی دیگر، پیوند دادن پرونده ایران به «امنیت شمال فلسطین اشغالی» تلاش روشنی است برای توجیهسازی تهاجمهای مکرر به خاک سوریه و لبنان و جلب تأیید عمومی. اما تجربه گذشته نشان داده که تکیه بر منطق «حملات پیشدستانه» نهتنها منجر به ثبات پایدار نشده، بلکه تنشهای منطقهای را عمیقتر کرده است؛ درحالیکه ایران با دیپلماسی فعال، حضور امنیتی گسترده و شبکهای چندلایه در منطقه، همچنان یکی از مؤثرترین بازیگران امنیتی خاورمیانه باقی مانده است.
بهکلی، راهبرد انتخاباتی نتانیاهو در سایه قدرت ایران، تصویر وضعیتی را ترسیم میکند که در آن یک قدرت منطقهای مقتدر، محور اصلی حسابکنیهای امنیتی دشمنان خود شده و حریفانش را وادار میکند تا برای باقیماندن در قدرت، به بزرگنمایی همان تهدیدی متوسل شوند که در عمل ناتوان از مقابله مؤثر با آناند.