دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اظهاراتی اخیر به حمله سال پیش بمبافکنهای B-۲ به تأسیسات ایران اشاره کرد و مدعی شد در صورت عدم اجرای آن مأموریت، جمهوری اسلامی به توان هستهای کامل دست مییافت.
ترامپ در ادامه با لحنی غیررسمی گفت: «در آن صورت مجبور میشدم با آنها تماس بگیرم و بگویم: سلام قربان.» این عبارت، اگرچه در زبان روزمره آمریکا رایج است، نشاندهنده این است که مقامهای آمریکا ایران را بازیگری همسطح میدانند که باید با آن مذاکره و تعامل کرد.
آنچه در این اظهارات اهمیت دارد، اعتراف ضمنی آمریکا به این است که ایران ظرفیت علمی، مهندسی و صنعتی لازم برای رسیدن به سلاح هستهای را در اختیار داشته است. این واقعیت، نشاندهنده پیشرفت جدی ایران در حوزه هستهای و توانمندی زیرساختهای علمی کشور است؛ توانی که حتی با وجود تحریمها و فشارهای متعدد، در عمل به سرحدی رسیده که واشنگتن را وادار به تصمیمگیری نظامی کرده است.
تحلیلگران نظامی معتقدند، خودِ نیاز به مداخله هوایی با بمبافکنهای سنگین، اعتراف به شکست راهبردی سیاست فشار و تحریم در مقابله با برنامه هستهای ایران است. ایران در این فرایند، نهتنها اقتدار علمی خود را اثبات کرد، بلکه نشان داد در برابر تهاجم خارجی، ظرفیت بازدارندگی و پاسخدهی نظامی را داراست.
ایران تاکنون بارها تأکید کرده است که برنامه هستهای خود صرفاً جنبه صلحآمیز دارد و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفته است. همچنین مقامهای ایرانی بارها اعلام کردهاند که هرگونه اقدام یکجانبه و بیقانونانه، پاسخ قاطع و متناسب در پی خواهد داشت و امنیت ملی ایران خط قرمز غیرقابلمذاکره است.
این اظهارات ترامپ در نهایت، تصویر واقعی از ایران مقتدر را ترسیم میکند؛ کشوری که با علم و اراده خود به سطحی از توان رسیده که حتی قویترین قدرت نظامی جهان را وادار به استفاده از تسلیحات سنگین و در عین حال به گفتوگو کرده است.