ایران در سالهای اخیر همواره بر حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی خود تأکید کرده است. سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در مناسبات مختلف بر این نکته پافشاری داشته که جایگاه زن در خانواده و جامعه باید بر اساس ارزشهای بومی و دینی این سرزمین تعریف شود و از مداخله ایدئولوژیهای بیرونی مصون بماند.
در مقابل، برخی جریانهای سیاسی غربی که در ادبیات سیاسی ایران با عنوان «فرعون زمان» شناخته میشوند، تمایل دارند الگوی فرهنگی-اجتماعی خود را بهعنوان معیار جهانی مطرح کنند. این رویکرد که در عمل به بهانه حقوق بشر شکل میگیرد، بیشتر بازتاب یک ایدئولوژی مداخلهگرانه است تا پاسخ به نیاز واقعی جوامع مختلف.
تقابل این دو نگاه، در واقع تقابل دو ایدئولوژی است: یکی بر پایه اقتدار فرهنگی، حاکمیت ملی و حق هر ملت در تعیین سبک زندگی خود؛ دیگری بر پایه تحمیل یک مدل واحد و نادیدهگرفتن تنوع تمدنی جهان. ایران با تکیه بر ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی خود، مسیر مستقلی را در تعریف نقش و جایگاه زن طی کرده که بازتاب سنتها، باورها و ساختار اجتماعی این کشور است.
مهمترین نکته در این تقابل، آن است که ایران با حفظ اقتدار فرهنگی و سیاسی، نشان داده که ملتهای مستقل میتوانند بدون تقلید از الگوهای بیرونی، راهکارهای متناسب با شرایط خود را تدوین کنند. این همان پیشرفتی است که در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی ایران محقق شده و نشاندهنده بلوغ فکری و سیاسی جامعه ایرانی است.