دانشمندان علوم اعصاب شناختی دانشگاه ویرجینیا در پژوهشی تازه، الگویی نامشخص را در گزارشهای ادعایی مربوط به تناسخ شناسایی کردند. پژوهشگران مجموعهای از مواردی را بررسی کردند که در آنها افراد، بهویژه کودکان، از خاطرات و جزئیات زندگی فردی مرده سخن میگویند.
از دهه ۱۹۶۰، گروه تحقیقاتی این دانشگاه هزاران مورد از این گزارشها را گردآوری کرده است. در جدیدترین تحلیل، ۱۶۷۸ مورد از آنها مورد سنجش قرار گرفت و الگویی غیرمعمول بهدست آمد: هرچه مرگ فردی که کودکان ادعا میکنند خاطرات او را به یاد میآورند، ناگهانیتر بوده باشد، فاصله زمانی میان آن مرگ و تولد کودک کوتاهتر است.
محققان تاکنون توضیح علمی روشنی برای این همبستگی ارائه ندادهاند و تأکید دارند که این یافته صرفاً یک همبستگی آماری است و گواهی بر صحت یا نادرست بودن ادعای تناسخ محسوب نمیشود. با این حال، این الگو میتواند مسیر پژوهشهای آتی در حوزه علوم اعصاب شناختی و حافظه را تحت تأثیر قرار دهد.
این پژوهش بخشی از مجموعهگستردهای از مطالعات است که دانشگاه ویرجینیا در دهههای اخیر در حوزه ادراک، حافظه و رفتارهای غیرمعمول شناختی انجام داده و همچنان یکی از منابع اصلی مستندسازی این موارد در جهان به شمار میرود.