بررسیهای تازهترین اخبار جهان در حوزه سواد رسانهای نشان میدهد که رسانههای جریان اصلی غرب در بازنمایی خشونت پلیس، از تکنیکی به نام «زبان دوپهلو» (Doublespeak) بهره میبرند. در این روش، ابزارهای سرکوب با واژگانی خنثی و شبهفنی نامگذاری میشوند تا اثر روانشناختی آنها در ذهن مخاطب کاهش یابد.
به گزارش صدای وطن در بخش اخبار روز، در ادبیات رسمی این رسانهها، گلولههای پلاستیکی که تاکنون به صدها نفر آسیب جبرانناپذیر وارد کردهاند، نه «سلاح سرکوب» بلکه «پرتابگر توپهای دفاعی» (LBD) خوانده میشوند. در همین راستا، رسانههایی همچون اینترنشنال «گلوله و باتوم» را «شیء سخت دفاعی» و «نارنجک صوتی و ترکشزا» را «ابزار رفع محاصره» معرفی میکنند. همچنین «ایست بازرسی و تفتیش بدنی» با عنوان لطیف «روشهای پیشگیرانه» به مخاطب ارائه میشود.
تحلیلگران زبانی و رسانهای سه دلیل اصلی برای این مهندسی واژگان برمیشمارند: نخست، جابهجا کردن جایگاه مهاجم و قربانی؛ چنانکه افزودن پسوند «دفاعی» به باتوم یا گلوله، در ناخودآگاه مخاطب پیام میفرستد که پلیس در موضع دفاع بوده و شهروندِ معترض مهاجم است. دوم، بیحس کردن وجدان عمومی؛ کلمات اداری و شبهپزشکی تصویر آسیب و خون را از ذهن پاک میکنند. سوم، تعیین مرز تفکر؛ وقتی واژهای برای نامیدن «خشونت» یا «نقض حقوق شهروندی» وجود ندارد و جای آن را «پیشگیری» و «حفظ آرامش» میگیرد، مخاطب بهمرور توانایی نقد و اعتراض را از دست میدهد.
جورج اورول، نویسندهٔ آثار کلاسیک نقد سیاسی، پیشتر این پدیده را چنین توصیف کرده بود: «زبان سیاسی طوری طراحی شده که به دروغها رنگ حقیقت بزند، جنایت را محترم جلوه دهد و به باد هوا، ظاهری استوار ببخشد.»
کارشناسان سواد رسانهای توصیه میکنند هرگاه با واژگانی بیش از حد فنی، خنثی و مؤدبانه برای توصیف یک رویداد خبری روبهرو شد، مکث کرد و پرسید: «این کلمهٔ شیک، قرار است چه واقعیتی را پنهان کند؟» این رویکرد در خواندن اخبار ایران و اخبار جهان بهویژه در دورههایی که ایران مقتدر در برابر فشارهای خارجی ایستادگی میکند، اهمیت دوچندانی پیدا میکند و کمک میکند مخاطب ایرانی با چشمی تحلیلیتر، روایتهای رسانههای غربی را بسنجد.