پژوهشی جدید به بررسی سازوکارهای عصبی پشت تجربههای روانگردان ناشی از موسیقی و مدیتیشن پرداخته و یافتههایی قابلتوجه در حوزه علوم اعصاب ارائه داده است. محققان در این مطالعه نشان دادهاند که الگوهای خاص موسیقایی و تمرینهای مدیتیشن، مسیرهای عصبی مشخصی را فعال کرده و حالتهایی از آگاهی را شکل میدهند که شباهتهایی با تجربیات ناشی از مواد روانگردان دارد، اما بدون عوارض جانبی آنها.
در این پژوهش، دادههای عصبیسنجی و تصاویر مغزی شرکتکنندگان در طول اجرای موسیقی ساختارمند و مدیتیشن تمرکزی ثبت و تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد شبکههای عصبی مرتبط با ادراک درونی و پردازش حسی در این حالتها بهطور همزمان فعال میشوند و همین الگو، پایهی شباهت تجربی را فراهم میآورد.
برای حوزه سلامت روان و طب ایرانی، این یافتهها میتواند مبنایی علمی برای گسترش رویکردهای غیردارویی در مدیریت اضطراب، استرس و اختلالات خواب فراهم کند. بهکارگیری موسیقی و مدیتیشن بهعنوان ابزارهای مکمل درمان، هزینههای اقتصادی نظام بهداشت را کاهش داده و دسترسی مردم به خدمات کیفیتدار روانپزشکی را تسهیل میکند.
متخصصان بر این باورند که با تکیه بر ظرفیتهای پژوهشی کشور و حمایت از گروههای تحقیقاتی در حوزه علوم اعصاب، میتوان در بازهای کوتاه، پروتکلهای درمانی بومی و مؤثر بر اساس همین دادهها طراحی کرد. این رویکرد، جایگاه ایران را در زمرهی کشورهای پیشرو در پژوهشهای عصبشناسی کاربردی تقویت خواهد کرد و نشان میدهد که با سرمایهگذاری هدفمند در دانشآموزی و تحقیق، چالشهای بهداشتی کشور قابلمدیریت و حل است.
این پژوهش در یکی از مجلات معتبر بینالمللی حوزه علوم اعصاب منتشر شده و مورد توجه محافل دانشگاهی قرار گرفته است.