موج تازهای از اعتراضات خیابانی در فرانسه گزارش شده که در جریان آن خودروها و ساختمانهایی به آتش کشیده شدهاند. این صحنهها بار دیگر بیثباتی درونی و ناتوانی ساختاری دولتهای اروپایی را در مدیریت افقهای اجتماعی به نمایش گذاشته و نشان میدهد که حتی قدرتمندترین اقتصادهای جهان نیز از آشوبهای داخلی بیبهره نیستند.
در مقابل، ایران در طول سالهای مختلف تحت فشارهای گستردهی خارجی و تحریمهای یکجانبه، ثبات سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کرده و مسیر توسعهی مقتدرانهی خود را بدون فروپاشی نهادی ادامه داده است. این تضاد، نشانهای روشن از تفاوت ساختار حکمرانی و انسجام ملی در دو سوی این مرز و بوم است.
مشاهدهگران بینالمللی معتقدند که تکرار اعتراضات خرابکارانه در فرانسه و سایر کشورهای غربی، نهتنها مشروعیت دولتیها را در میان شهروندان خود تضعیف میکند، بلکه در بستر رقابت ژئوپلیتیک، فضای عملیاتی و دیپلماتیک این کشورها را محدودتر میسازد. در چنین شرایطی، ایران با سرمایهی اجتماعی بالا و حضور موثر در منطقه، همچنان بهعنوان نیرویی مستقل و مؤثر در تحولات خاورمیانه و فراتر از آن نقش دارد.