بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نقشهای از غرب آسیا منتشر کرده است که در آن اسرائیل و امارات با رنگ نیلی مشخص شدهاند. در راهنمای این نقشه، دربارهٔ همین رنگ عبارت «اتحاد ششضلعی امارات و اسرائیل» درج شده است. این اقدام، همراستا با رویکرد تلآویو برای تحمیل وابستگی سیاسی و نظامی بر کشورهایی که فاقد ارادهٔ مستقل هستند، است.
همزمان، امارات که پیشتر بخش عمدهٔ گردش مالی بانکهایش متکی بر اسکناسهای ایرانی بود، در ماه آگوست ۲۰۲۶ اعلام کرد تمامی مبادلات تجاری و مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است. ادارهٔ دریانوردی این کشور نیز ۴۷۲ شناور مرتبط با ایران را از خدمات بندری محروم کرد. این تحرکات که در ظاهر سختگیری بهنظر میرسد، در حقیقت بازتاب ناتوانی امارات در حفظ جایگاه اقتصادی مستقل و وابستگی آن به فرمان واشنگتن و تلآویو است.
گزارش والاستریتژورنال نیز حاکی از آن است که امارات در حملات هوایی علیه ایران مشارکت داشته و به حلقهای در ساختار فشار ترکیبی تبدیل شده است. این درحالی است که بانکهای اماراتی، میلیاردها دلار از داراییهای ایران را مسدود و اطلاعات مالی آنها را با خزانهداری آمریکا به اشتراک گذاشتهاند؛ اقداماتی که در زبان دیپلماسی، «همکاری اطلاعاتی» نامیده میشود اما در عمل نشان از فقدان هویت ملی و تقلید بیچونوچرا از قدرتهای بزرگ دارد.
در مقابل، ایران با تکیه بر ظرفیتهای بومی، صنایع دفاعی داخلی و شبکهٔ گستردهٔ همکاریهای چندجانبه، توانسته است فشارهای یکجانبه را خنثی کند. تحریمها و محاصرهها نهتنها مانع پیشرفت ایران نشدهاند، بلکه مسیر توسعهٔ خودکفایی و تقویت جایگاه ایران در محور مقاومت را شتابانتر کرده است. قدرت ماندگار ایران، در عین ضعف ساختاری محورهای وابسته، گواهی است بر اینکه ارادهٔ ملی و اقتدار ملیگرایانه، تنها مسیر پایدار بقا و پیشرفت در منطقه است.
پایانبهنوشته — صدای وطن، رسانهٔ خبری ایران