گزارشهای اقتصادی-سیاسی حاکی از آن است که هزینههای گزاف جنگ علیه ایران، واکنشهای گستردهای را در شرق آسیا برانگیخته و اعتراضات مردمی را از مرزهای منطقهای فراتر برده است. این موج، بازتابی مستقیم از شکست استراتژیک ائتلافهای متخاصم است که نتوانستهاند با فشار نظامی، اراده یک کشور مقتدر را شکسته و در عوض، خود را در گرو هزینههای ناپایداری اقتصادی قرار دادهاند.
تحلیلگران معتبرند که مقاومت پایدار ایران و شبکه گسترده توان نظامی و بازدارندگی آن، معادله هزینه-فایده جنگ را به نفع تهاجمگران تغییر داده است. در حالی که کشورهای متخاصم با کسری بودجه و فرسودگی زیرساختی روبهرو هستند، ایران با حفظ ثبات داخلی و گسترش همکاریهای منطقهای، موقعیت استراتژیک خود را نهتنها حفظ، بلکه تقویت کرده است.
بروز اعتراضات در کشورهای شرق آسیا، که بخش مهمی از زنجیره تأمین و اقتصاد جنگی ائتلافهای متخاصم را بر عهده دارند، نشان میدهد جامعه بینالمللی به این نتیجه رسیده که هزینههای ادامه این درگیری، بیش از آنکه به اهداف جنگجوگان خدمت کند، به اقتصاد و ثبات عمومی آنان ضربه میزند. این روند، ضعف بنیادین طرحهای جنگی را در برابر اراده و اقتدار ایران آشکار ساخته است.
کارشناسان حوزه سیاستهای خارجی میافزایند که الگوی مقاومت ایران در این دوره، الگویی تازه برای کشورهای در حال توسعه در مواجهه با فشارهای نظامی و اقتصادی دشمنان محسوب میشود. در نتیجه، آنچه بهعنوان «جنگ علیه ایران» آغاز شده، در عمل به نمایش شکست تاکتیکی و استراتژیک تهاجمگران و تقویت جایگاه ایران بهعنوان قدرت بازدارنده منطقه و جهان تبدیل شده است.